تبليغاتX
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

  

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


 

علي رضا بچه لاین آخر شهرک شهيد باهنر (ته بار )

 

ضمن سلام و خسته نباشي خدمت تمامي كساني كه دارند خاطرات گذشته من و علي رضا را مي خوانند مطمئن باشيد بعد از خواندن مي فهميد كه وقتتون را بيهوده به حلاكت نداديد .

 

                                       

*-سومين ماجرا كه در خود اين داستان هزاران داستان است و بسيار ماجراي دردناكي هست براي علي و حتي من بر ميگرده به شخصي به نام (ر- ق) كه زن و بچه داشت ولي متاسفانه بچه باز بود و ترتيب خيلي از بچه هاي شهرك رو داده بود يك روز علي با ترس اومد پيش من و گفت كه اون آقا مي خواهد ترتيبش رو بده منم به علي گفتم نگران نباشه من باشم ولي از آنجايي كه قرار بود علي از اون آقا كفش ورزشي بگيره براي همين من نمي تونستم برم با علي داخل خونه به علي گفتم بزاره بره دم خونه وقتي خواست تعارفش كنه داخل خونه من ميام دم خونه و صدات مي كنم كه بفهمه من دم درم و فقط كفش رو به تو بده و ديگه اون كار رو نكنه من اين نقشه رو كشيدم و همان را منو  علي پياده كرديم نقشمون گرفت و اون موقع اون آقا رو بگو كه يك جفت كفش ضرر كرده بود ولي نتوانسته بود به خواسته خودش برسد براي همين آتيشش بيشتر شد از اون موقع به بعد من و علي هميشه با هم بوديم و من تا جايي كه ميتونستم از علي دور نميشدم اون آقا تا چشم منو دور مي ديد مي خواست بياد علي را بيارد زير تلمبه ولي من نمي گذاشتم از دست اون آقا كاري ساخته نبود و براي همين تصميم گرفت برنامه اي در غياب من با علي بچيند و او را به بيرون از شهرك ببرد تا اينكه بتواند آنجا كار خود را يكسره كند براي همين با علي قرار گذاشت كه برند استخر چون استخر تعطيل بود و كليد استخر دست همون آقا بود علي به بهونه اينكه مي خواهد برود خونه لباس بياورد سري به من زنگ زد و  ماجرا را تعريف كرد منم لباس ورزشي خودم را آوردم و رفتم سر خيابان وايسادم و منتظر شدم تا اينكه آنها بيايند و از جلوي من رد بشوند تا ديدم كه دارن مي آيند به بهونه اينكه من مي خواهم با علي صحبت كنم جلوي راه آنها وايسادم و اين باعث شد كه به من هم تعارف استخر كنند و منم كه لباس استخرم را آورده بودم با آنها رفتم تو استخر منو مي خواستن دك كنند به هر بهونه ولي من از پيش علي جدا نمي شدم خيلي جالب و هيجاني شده بود اعصاب اون آقا خراب شده بود داشت مي تركيد منو علي هم يه بدن سير شنا كرديم و سر اون آقا بي كلاه موند

 

*-دومين خاطره در مورد باشگاه و زدن موهاي پاي علي هست . چند روزي بود كليد باشگاه دست علي افتاده بود در واقع يك كليدي كه حسين داشت به در باشگاه امتحان كرديم و ديديم كه بله باز ميشه و هميشه من و علي و حسين معصومي مي رفتيم داخل باشگاه و حتي يك روز رفتيم بازي استقلال و پرسپوليس را اونجا نگاه كرديم ولي اگه كسي مي فهميد دردسر مي شد اينكار ادامه داشت تا اينكه يك روز من و علي كه از مسجد اومديم بيرون تصميم گرفتيم بريم باشگاه چون علي مي خواست موهاي پاش رو بزنه رفتيم ماشين اصلاح اورديم و رفتيم داخل باشگاه من اونموقع كاراته مي رفتم براي همين من داشتم تنهايي كاراته تمرين مي كردم و علي هم كه وسط باشگاه لخت كرده بود داشت موهاي پاش رو مي زد همينطور كه داشت موهاي پاش رو مي زد شرتش هم در آورد كه موهاي اونجاش رو بزنه كه يك دفعه احساس كردم يك نفر داره من رفتم كه ببينم كيه ولي دير شد آقاي شعباني كه در آنموقع مسئول ورزش شهرك باهنر بود ظاهر شد (خودش كليد باشگاه را داشت) اونموقع منو بگو كه داشتم آب مي شدم – علي لخت من عرق كرده بودم و همه چي بنا شده بود تا آقاي شعباني شك كنه كه من داشتم با علي .....  مي كردم . خنده دار اينجاست علي با ديدن آقاي شعباني به كار خودش داشت ادامه مي داد  

 

*- اولين ماجرايي كه مي خواهم براتون تعريف كنم بر ميگرده به 5 سال پيش هنگامي كه خانه علي خالي بود و بقيه اعضاي خانواده براي عروسي يكي از اقوام به شهرستان رفته بودند تنها علي به خاطر كلاسهاي افتاده نتوانسته بود با خانواده راهي شود و از آنجائيكه خانواده علي مي دانستند علي خيلي شر و شوره تمام كابلهاي دستگاه سي دي و ويدئو را برداشته بودند تا علي نره فيلمهاي عجيب غريب و مفتضل نگاه كنه منم كه در همان موقع ها دنبال كار معافي خدمت بودم  و از همه دكترها معاف شده بودم هميشه خوشحال مي آمدم صبحها پيش علي و با علي شطرنج و و و بازي مي كرديم تا اينكه آخرين دكتر كه شواري عالي پزشكي بود براي معافي كامل فرداي يكي از آن روزها مي خواست تشكيل بشه و من يك روز قبل از آن با علي نشستيم كنار دستگاه سي دي و ويدئو تا ببينيم مي تونيم كاري كنيم تا يك فيلم جالبي كه علي داشت ببينيم و به خاطر اينكه من يك مدتي الكترونيك كار كرده بودم يه چيزي سر در مي آوردم و براي همين من نزديكاي ساعت ده صبح بود كه رفتم از خونه خودمون چندتا سيم معمولي پيدا كردم كه با آن چند تا سيم من توانستم دستكاه ويدئو را روشن كنم هر دومون داشتيم از خوشحالي بال در مي آورديم فيلمي كه علي مي گفت را گذاشتيم اسم فيلم آمريكام پاي به معني يك نوع شيريني و جشن آمريكايي بود و نشستيم نگاه كرديم حالا منو بگو با انگشت پام يك سيم رو نگه داشته بودم و با يكي از دستام هم سيم ديگه رو علي هم كه چيزي بلد نبود و فقط مي گرفت منو قل قل ك يا انگشت مي كرد چون مي دونست من نمي تونم عكس العملي از خودم نشون بدم چون اگه تكون مي خوردم سيم در مي رفت و روز از نوع روزي از نوع تا اينكه فيلم را نگاه كرديم بعدش رفتيم سراغ دستكاه سي دي اونم راه انداختم ولي  ديگه نزديكاي اذان بود و مي بايست من مي رفتم مسجد خوب علي گفت اين سي دي رو نگاه كن بعد بريم تا ديدم فهميدم سي دي سكس براي همين به علي گفتم علي الان نزار اذان هست گناه چون صداي اذان از مسجد شهركمون به خونه علي اينا مي رسيد براي همين من رفتم نماز بخونم . خواستم برم توي يكي از اتاقا نماز بخونم چون مي دونستم اگه بخواهم تو حال بخونم علي كرم مي ريزه و فيلم را مي زاره ولي گفتم نه شايد نزاره همين بود كه شيطان آمد در من و من نمازم را در حال كنار علي و تلوزيون خوندم ولي علي رو قسم دادم كه فيلم رو نزاره علي هم مثل هميشه هزارتا به جان آقام به جان آقام رو خورد منم كه ديگه اطمينان پيدا كردم علي اينكارو نمي كنه نماز را شروع كردم هنوز ركعت اول تمام نشده بود كه ديدم صداي آه آه مي آد بله درست حدس زديد علي صداي تلويزيون را تا آخر كرده بود و سي را اجرا داد من نماز خودم را قطع كردم و رفتم مسجد و اونجا نمازم را خوندم ولي به خاطر اينكه من مي دونستم علي فيلم را مي زاره ولي با اين حال من در حال نماز خوندم خدا  قهرش اومد و فردا كه رفتم براي آخرين مرحله معافي به طور عجيبي همه چيز به هم ريخت و معاف از رزم شدم ولي من به هيچ وجه ناراحت نشدم چون مي دونستم به خاطر چي اين اتفاق افتاد .  

 

داستانهايي در مورد علي رضا در وقتهاي ديگر ثبت مي شود خواهش مي كنم حتما سر بزنيد

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


فلشهاي ديدني
 
 

در شکل زیر سه فرق بین دو عکس موجود است آنها را پیدا کنید

 
 
غربت من        عشق واقعي        فراموش        سردمه سردمه نازی سردمه     
 
 خاک غريبي        ابرهاي پاييزي - محسن چاوشي        مسافرت :. به یاد پوپک گلدره .:        گل ارکیده      
                                                                                                                                          
                                     تقدیم به پوپک گلدره          
 
                                     

 

                                                                                                                                       
                                                        

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟


آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟

 

اين فيل چند تا پا داره؟

چند چهره در اين تصوير مي بينيد؟

 

آيا مي توانيد در عكس زير 4 گرگ ببينيد؟


In the picture below, do you see a face and the word liar?

در عكس زير به نظر ميرسد دايره وسط سمت چپ بزرگتر از دايره وسط سمت راست باشد اما اين طور نيست و با هم برابرند

 

در عكس زير آيا مار پيچ مي بينيد؟

!!اما نه دواير متحدالمركزند

 

!براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت

آيا مي توانيد در تصوير زير سگ را ببينيد؟

 

براي 30 ثانيه به حباب سياه لامپ زير خيره شويد سپس ناگهان نگاهتان را به قسمت سفيد مانيتور يا يك صفحه سفيد ديگر بياندازيد.يك لامپ نوراني را جلو چشمان خود مي بينيد

فكر مي كنيدچند رنگ در اين تصوير به كار رفته؟تنها سه رنگ!سفيد -سبز و صورتي .اما بنظر مي رسد دو نوع رنگ صورتي بكار رفته

 

!پله پايان ناپذير

 

مثلث غير ممكن

 

آيا تصوير زير مي چرخد و موج ميزند؟

 

به نقطه خاكستري وسط تصوير زير نگاه كنيد.سپس سر خود را عقب و جلو ببريد. به نظر مي رسد كه دواير مي چرخند

 

فكر مي كنيد مي توانيد چنين چيزي بسازيد؟

 

به مدت يك دقيقه به تصوير زير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.سپس ناگهان نگاه خود را به صفحه سفيدي بياندازيد.چه مي بينيد؟

 

آيا دو خط ارغواني موازيند يا نه؟

 

.تصوير يك پرنده كه شخصي را در منقار دارد

!!اما وقتي برعكس مي شود قايقراني با يك ماهي بزرگ

 

يك آموزش غير ممكن

يك سازه عجيب

 

به مدت يك دقيقه به وسط تصوير زير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.سپس ناگهان نگاه خود را به صفحه سفيدي بياندازيد.پرچم آمريكا را مي بينيد؟


يك بناي تاريخي غير ممكن


آيا ميتوانيد 13 چهره مخفي در اين تصوير ببينيد؟


كدام سرباز بلندتر است؟


اين تصوير يك خرگوش است يا يك اردك؟

 

آيا تصوير زير از يك جزيره است؟

اگر تصوير را بر عكس كنيد مي بينيد كه يك دهانه آتشفشان است

 

فكر مي كنيد مي توانيد چنين چيزي بسازيد؟

 

تصوير زير شبيه يك مارپيچ است.اما بواقع چند دايره است 

 

آيا مي توانيد در عكس زير 3 چهره ببينيد؟

 

لطفا چند لحظه صبر كنيد تا تصوير زير شروع به چرخيدن كند.سپس به مدت يك دقيقه به وسط تصوير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.آنگاه ناگهان نگاه خودرابه پشت دستتان بدوزيد.آيا زير پوستتان چيزيست؟

آيا ممكن است كه مساحت با تغيير جاي قطعات آن تغيير كند؟

چهره اي در مريخ

Photo taken by Viking 1 in 1976

 


The Face on the Earth

عكسي از يك محل تاريخي.آيا چهره اي را روي قله كوه مي بينيد؟


آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟


.چند تصوير مخفي در عكس زير ميبينيد؟خوب دقت كنيد باز هم خواهيد يافت


چند اسب در عكس زير مي بينيد؟


دو عاشق پير ،دو نوازنده،يك گلدان،يا يك زن؟


آيا مي توانيد 9 چهره در تصوير زير ببينيد؟


اين دو مرد از پله بالا ميروند يا پايين؟

 

يك اسكيمو يا يك چهره؟

That's Life.


يك نوازنده يا يك چهره دختر؟

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


با درود بیکران خدمت بازدید کنندگان محترم وبلاگ سیاوش موزیک . خدمت انور شما دوستان عزیز و گرامی عرض کنم که مطلب امروز وبلاگ به گفته های لیلا فروهر در مورد سیاوش قمیشی اختصاص دارد . حتما به این نکته واقف هستید که آلبوم گذشته ی لیلا فروهر با نام « قصه تو قصه من » نام توسط سیاوش قمیشی آهنگساز قدرتمند ایرانی ، آهنگسازی شده بود . ضمنا گفتن این نکته نیز لازم است که مدیر برنامه های سیاوش قمیشی ، فریبا فروهر ( خواهر لیلا فروهر ) است . سیاوش قمیشی هم این موضوع را در مصاحبه ای که نوروز امسال با شبکه ی طپش داشت اعلام نمود ، مصاحبه ای که در پست های قبل آن را در وبلاگ قرار دادیم و مجددا لینک این مصاحبه را برای دوستانی که این مصاحبه را نخوانده اند میگذارم :

مصاحبه سیاوش قمیشی با شبکه طپش ] مصاحبه ی نوروز ، قسمت اول ، کلیک کنید [

مصاحبه سیاوش قمیشی با شبکه طپش ] مصاحبه ی نوروز ، قسمت دوم ، کلیک کنید [

مصاحبه سیاوش قمیشی با شبکه طپش ] مصاحبه ی نوروز ، قسمت سوم ، کلیک کنید [

عکس های مصاحبه طپش با سیاوش قمیشی ] کلیک کنید [

مضافا در مصاحبه ای که شبکه ی طپش با لیلا فروهر داشت سوالاتی در مورد مدیریت فریبا فروهر و هم چنین آهنگ سازی سیاوش قمیشی پرسیده شد که جالب است تا آن را با هم بخوانیم و از نظرات لیلا فروهر در مورد سیاوش قمیشی آگاه شویم ( مصاحبه ی شبکه ی طپش با لیلا فروهر ) :

تو آدمی هستی که یه چیزی ماله خودته ، مال خودته حالا چه می خواد شوهرت باشه ، چه می خواد ماشینت باشه ، چه می خواد ... ( خنده ) چه می خواد خواهرت باشه

چه می خواد خواهرت باشه ؟ می دونستم به اینجا میرسی

بعد یه مصاحبه ای با سیاوش قمیشی داشتم بعد سیاوش قمیشی دو سه بار گفت مدیر برنامه های من علی جان ... ، فریبا فروهره . یه خورده من چیز کردم ... البته نشستی هم با فریبا داشتیم و اینا ... بعد فریبا شروع کرد به صحبت کردن ... ، سیاوش بهم گفتش که می دونی که فریبا شده مدیر من ؟ گفتم من با فریبا هیچ کاری ندارم . همون لیلا . یا لیلا رو باید انتخاب کنم یا تو رو من نمی تونم با دو نفری چیز کنم ... چطوره شده این طوری شده ؟ لیلا فروهر که اصلا نمی تونست قبول کنه فریبا با هیچ احدی حتی سلام علیک بکنه ... ؟ نه هیچ وقت !؟

منظورم کار هنریه ، منظورم ، سلام علیک که می دونی منظورم چیه ؟ چطور قبول کرد ؟ ببین مسئله اینجاست که سیاوش اصلا مسئلش جداست ، خیلی ما با هم دوستیم . با هم رفت و آمد خانوادگی داریم . اِسی هم خیلی دوست داره سیاوش رو ، خوب از قبل هم که ... من فکر می کنم تنها خواننده ای ام که آلبوم کار کردم اینجا ؟ و شاید خواننده های دیگه هم کار کردن ! ولی از ایرانم خوب خیلی از آهنگای قشنگ سیاوش رو خونده بودم و دوستی ما واقعا یه چیزه ... ، سالیان ساله و من خیلی هم سیاوشو دوست دارم . غیر از اینکه خودشو دوست دارم ، صداشو خیلی دوست دارم وقتی فریبا این پیشنهاد رو کرد یعنی سیاوش بهش گفته بود که بیا و اینا . بهم گفت ، گفتم آره چرا که نه . چون سیاوش که با ما دوسته ما انقدر دوستش داریم ، بعدم من به هر حال یه مقداری فعالیتمو کم کردم دیگه الان مثل اون موقع نیست که یادته ؛ من هر ماه دو تا ویدئوی جدید و کنسرت و آلبوم ... سالی دو تا آلبوم من به بازار ارائه می دادم . الان یه دونه رو هم با زور ( خنده ) همچین خلاصه دارم استراحت میکنم دیگه

برای همین ok دادی ؟ سیاوش اونم فقط ؟ آره چون میرسه . نه ، ببین برای این که اون زمان نمی رسید فریبا

ولی سیاوش اوکی هست ؟ نه هر کس دیگه ای ؟ سیاوش خوب بله من خیلی دوستش دارم ، دوستیم با هم ... مثلا سياوش اون روز به من زنگ زده بود ...

مثلا مدیر برنامه ی من نمی تونه بشه ؟ چرا چرا ، چرا که نه

خوب سخته ، اما خوب من اوکی ام خوب بالاخره رفت و آمد داریم ( خنده ) . تو خواننده شو اگه منیجر تو نشد فریبا ...

نمیخوام نمیخوام . نه واقعا این دو تا مسئلس . اولا که سیاوش دوست بسیار خوب ماست ، بعدم اینه که ...

پس چک کرد تو هم گفتی ok  ؟ بله اشکال نداره برو دنبال این کار ؟ سیاوش چند روز پیش به من قبل از اینکه بره زنگ زده بود گفت : « لیلا جون می خوام یه چیزی رو بهت بگم . چقدر تو ، تو این چند سال بهت خوش گذشته من تازه می فهمم . آقا هر کاری رو میرم زنگ برنم ، انجام بدم ، می بینم فریبا انجام داده و چقدر خوبه واقعا » چقدر خوبه که هر خواننده ای منیجر خوب برای خودش داشته باشه چون ببین وقتی که تو دیگه فکر مسائل پشت صحنه و کاریی که باید انجام بشه نیستی . تمام فکر و ذکر خودت رو میذاری رو کاری که باید ارائه بدی روی صحنه یا ویدئویی که می خوای بگیری یا کارای جدیدی که بخوای انجام بدی و این خیلی مسئله ی خوبیه . تا چند سال پیش واقعا فریبا حتی مشکلاتی که وجود داشت سعی می کرد به من نگه . بعد من می فهمیدم . می گفتم فریبا چرا اینو نگفتی مثلا به من ؟ می گفت من می خواستم تو رو ناراحتت نکنم . حالا جدیدا میگه فریبا ، من ممکنه یه ذره هم ناراحت میشم ولی بعدش میگم که خوب بهتره که می دونم حداقل این قضیه رو ...

میگه آقا خسته شدم چرا همش تو خودم می ریزم بذاری یه ذره این هم ناراحت شه ؟ نه دارم بهت میگم نه یعنی تا این حد رعایت حال منو می کرد که وقعا نمی خواست حتی من از مسئله ای ناراحت بشم . حتی اگه چیزیم بود که باید خودم می دونستم ولی سعی می کرد بعدا به گوش من برسونه که اون موقع که من دارم کاری رو انجام میدم تحت تاثیر اون مسئله قرار نگیرم . می دونی چی دارم میگم ؟

لیلا تو از معدود خواننده هایی هستی که با هنرمندای مختلف این تمرین رو کردی یا این تست رو کردی و اونم این بوده که یه آلبوم با امیر شیراون روحانی کار کردی ، یه آلبوم با ژاکلین کار کردی ، یه آلبوم با سیاوش کار کردی ، یا با شوبرت کار کردی ، این دلیل خاصی داره که یه دفعه یه آلبوم رو با یه شخص به خصوص کار می کنی ؟ نه دلیل خاصی نداره ، ولی آقای روحانی که به هر حال اینجا من فکر نمی کنم فقط یه چند تا کار کردن . خواننده ای نیومدن یه آلبوم کار کنن . من تنها خواننده ای بودم که خوب اونم به خاطر اون محبت و لطفی که از قدیم از از همون فیلمای ایران و رفت و آمدای خانوادگی که ما داشتیم یا من داشتم ، اینجام اومدن اون لطفشون شامل من بود و من فکر می کنم یکی از بهترین آلبوم های من بود . ولی تو کارای دیگه مثلا وقتی میری با یه آهنگساز صحبت می کنین ، دو تا کار ، سه تا کاره ... شعر می برین یا می خواین ملودی بذارید یه دفعه می بینی چهار پنج تا کار دیگم داره . خوب از کارا خوشت میاد دیگه میگی خوب ok پس یه آلبوم می زنیم . خوب ؟ ولی بعضی آهنگسازا که مثل آقای سياوش قميشی مثلا میگه من فقط آلبوم کار میکنم . آهنگ تکی نمیدم به خواننده . اگه می خواین با من کار کنین باید یه آلبوم با من کار کنین که تمام کارا زیر نظر خود من باشه و واقعا سیاوش قمیشی هم حق اینو داره . من فکر می کنم بهترین ملودیایی که ساخته شده سیاوش قمیشی ساخته و من خیلی هم احترام براش قائلم و هیچ مسئله ای هم نیست که بگه من بخوام یه آلبوم فقط کار کنم . ولی خوب این دو تا مسئلس یا آهنگ ساز و شاعر کارای خوبی دارن که تو تصمیم می گیری که همه ی کاراتو با اون آهنگساز بکنی یا اینکه این مسئله ی خود آهنگسازه که میگه که من فقط یه آلبوم کار می کنم .

و تو هم دوست داشتی این کارو ؟ آره چرا که نه

تجربه هاشو دوست داشتی ؟ بله

دانلود گفتگوی شبکه طپش با لیلا فروهر ] صوتی ، 1.27 Mb ، MP3 [

سعی کنید برایdownload  این فایل از نرم افزار های مخصوص دانلود استفاده کنید اما اگر از مرور گر اینترنت اکسپلورر ( IE ) استفاده می کنید روی آن کلیک راست کرده گزینه ی save target as را برگزینید و اگر از مرورگر موزیلا فایر فاکس ( FireFox ) استفاده می کنید گزینه ی save link as را انتخاب کنید . در صورتی که نتوانستید فایل مورد نظر را دانلود کنید بدانید که مشکل از پهنای باند هست به همین خاطر ساعت و یا روز بعد مراجعه نمائید .

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


نقدي بر آلبوم جديد سياوش قميشي

 بر هيچ كس تلاش و نواوري و زحمات اقاي سياوش قميشي پوشيده نيست اما به نظر ميرسد البوم اخر وي به بن بست موسيقي رسيده باشد .

 البوم جديد و پر سر وصداي سياوش قميشي موسيقيدان و خواننده نامي ايران البومي است كه اشعارش را چون البوم قبل از يغما گلرودي ترانه سراي برجسته داخل ايران برگرفته است و موسيقي و اوازاش چون تمامي اثار گذشته از سياوش قميشي است . اينبار اما وقتي اين البوم روانه بازار موسيقي شد ابتدا بر سر ترانه اي از اين البوم با نام تصور كن بحثهاي بسياري در گرفت و اين البوم با روندي پر س رو صدا تر از البومهاي ديگر روانه بازار شد . مسلما بر هيچ كس پوشيده نيست كه همه مردم و علاقمندان به موسيقي پاپ هميشه از سياوش قميشي و ديگر هنرمندان نامي پاپ بيش از اين البوم توقع داشته و دارند نقدهايي كه در داخل ايران به اين البوم وارد ميشود موسيقي نسبتا ضعيف اين البوم نبود و عدم استفاده از ساز بندي جدي تر و اصرار بيش از حد سياوش قميشي بر سبكي است كه ديگر نياز به يك سري نو اوري براي جلب مخاطب در ان دارد . نوع بيان ترانه ها نيز داراي نقص جدي است به گونه اي كه كلام ترانه ها بسيار سريع و زود گذر بيان ميشود و اجازه هضم ان در مغز شنونده و ارتباط احساسي با كلام در بيشتر اثار اين البوم مشهود به نظر ميرسد .

 

 موسيقي در البوم جديد سياوش قميشي داراي ضعفهاي ديگري هم هست : عدم استفاده از سازهاي زنده عدم استفاده از تنظيمهاي غني كوتاهي اثار از نظر زماني - از ان جمله اند . حال كه عيبهاي اين البوم را بر شمرديم بر تعدادي از نقاط قوت اين الوم هم نگاهي مياندازيم : در ترانه هاي اين البوم چندين كار جدي و خوب مانند همان ترانه بحث انگيز تصور كن گريه كن اثر اول البوم كه متاسفانه در بيان ان كوتاهي فاحشي شده است به چشم ميخورد . موسيقي تعدادي از اثار اين البوم هم به نسبت مابقي اثار قوي تر و دلنشين تر است . در هر حال نمره قبولي را نميتوان به اين البوم اهدا كرد بخصوص انكه از اثار شخصي باشد كه از تاثيرگذار ترين هاي موسيقي پاپ ايران است . به اميد البومهاي قويتري از اقاي قميشي

( تصوير روي صفحه از وب لاگ هياهو  ميباشد


منبع : هنر و موسيقي

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


از کسانی که می خواهند فایل مربوطه خود را بروی سایت و یا وبلاگ خود به صورت مجانی قرار بهند می توانند از سایتهای زیر جهت آپلود فایل خود استفاده نمایند 

سایت ۱

سایت ۲

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


 


Iran TV1

شبكه يك

Iran TV2

شبكه دو

Iran TV3

شبكه سه

Iran TV4

شبكه چهار

Tehran TV

شبكه تهران

Iran Education

شبكه آموزش

Iran News

شبكه خبر

Jam e Jam1

شبكه جام جم١

Jam e Jam2

شبكه جام جم٢

Jam e Jam3

شبكه جام جم٣

alkawthar

شبکه الکوثر

Sahar TV

شبكه سحر

AlalamTV

شبكه العالم

Quran TV

سیمای قرآن

   labbaik

شبکه تلویزیونی  اینترنتی لبیک

   

Nation-wide Radio

 راديو سراسري

Cultural Radio

راديو فرهنگ

Youth Radio

رادیو جوان

Maaref Radio

رادیو معارف

Payam Radio

راديو پيام

Quran Radio

راديو قرآن

Sports Radio

رادیو ورزش

Worldservice1

راديو برون مرزي١

Worldservice2

راديو برون مرزي٢

Worldservice3

راديو برون مرزي٣

Worldservice4

راديو برون مرزي٤

Worldservice5

راديو برون مرزي٥

Worldservice6

راديو برون مرزي٦

Dari Radio 

 راديو دري

Sedaye Ashena 

رادیو صدای آشنا

 

 

 

                          

 کانال یک                        کانال دو                          کانال سه

 

                    

کانال چهار                       کانال پنج                        کانال خبر

  

                       

 کانال آموزش                 تلویزیون آزادی                 کانال وان آمریکا 

 

                                     

  جام جم یک                  جام جم دو                       جام جم سه 

 

کانال آموزش انگلیسی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * *

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  |