تبليغاتX
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

امروز می خواهم در مورد یکی از بچه های همسایه خودمون که اسمش وحید دریساوی است صحبت کنم . این آقا پسر  که اصلیتش اصفهانی هست تا قبل از ورود به دانشگاه پدرش نمی گذاشت از خونه بیرون بیاد و مثل بچه های کوچیک برای ورود و خروج از خونه می بایست زیر نظر قرار گیرند و حتی به جایی رسیده بود که هر ساعتی چندبار حضور غیاب می شد البته مثل چی می ترسید و جرات بیرون رفتن از خونه را نداشت ایشان که به قول خودش رانندگیش خیلی خوب بود در موقع امتحان دست فرمون هزاران بار رد شد تا جایی که کارت اولی که دو سال اعتبار داشت باطل شد ولی من که اصلا رانندگی بلد نبودم فقط پارک دوبل بلد بودم در همان بار اول قبول شدم لازم به ذکر است وحید دریساوی یک شاهکار در حوادث رانندگی داشت که تا بحال هیچکس توی دنیا نتوانسته چنین حادثه ای را به وجود بیاورد و یا حتی فکرش را کند و داستان حادثه از این قرار است . چند شبی بود که شبها می رفتیم ماشین سواری تا اینکه یک روز من و وحید و علی حدادی سوار ماشین وحید شده بودیم و  حسین معصومی و احسان تقی پور سوار ماشین احسان بودند نرسیده به شهر نمایش بودیم که احسان از وحید سبقت گرفت و وحید به خیال اینکه از احسان رانندگیش بهتره و نباید کم بیاره اومد سبقت بگیره بله درست حدس زدید حادثه ای باور نکردنی وحید که فرمون را نمی تونست کنترل کنه با شش ماشین تصادف کرد و باید گفته شود که یکی از ماشین ها ماشین احسان بود (یکی نیست بگه وحید تو که رانندگی بلد نیستی کی به تو می گه رانندگی کنی ) بعدش ما تصمیم به فرار گرفتیم در حال فرار بودیم که دیدم یک ماشین لاندور داره دنبالمون می کنه ما هم گاز دادیم ماشین وحید داقون شده بود و خدا خدا می کردیم خاموش نشه تا اینکه نرسیده به یک تقاطع در حال سبقت از یک ماشین بودیم که با جدولی که روی زمین بود برخورد کردیم چرخ جلوی سمت راست پنچر شد و سرعتمون کم شد سر تقاطع چرخیدیم و رفتیم تو یکی از محله های طرفای پارک دباغیان مخفی شدیم و بقیه ماجرا را بعدا در موردش توضیح می دم برای اینکه جریانش مفصل است .

 بریم سر اصل مطلب این آقا وحید که طرفدار سیاوش قمیشی هست و ادعا می کرد که هیچکس به غیر از اون نمی تونه ادعای سیاوش قمیشی کنه شوها و کنسرت ها و آلبوم های جدیدی که من به وحید می دادم را می رفت به بچه ها می داد و می گفت من اولین نفر بودم که اینا رو آوردم بعد از اینکه من فهمیدم که وحید به بچه ها اینطوری می گه تصمیم گرفتم که هر چی گیرم اومد اول به بقیه دوستام نشون بدم بعد نفر به وحید بدم . الان یکی دوسالی هست که داره التماسم می کنه به او سیاوشام رو بدم نمی دونم این چه مدعی هستش که هیچی از سیاوش نمی دونه و همش به دروغ می ره برای بچه ها چیزهایی که قبلا براش تعریف کرده بودم رو باز گوئی می کنه منم که چهارده ساعت فقط سرکارم وقت نمی کنم حقیقت رو به بچه ها بگم البته بچه های باهنر همه الان فهمیدن که وحید هیچی نمی دونه تا اندازه ای که وقتی وحید حرف از سیاوش می زنه همه بچه ها مسخره اش می کنن و گویند وحید تو چقدر رو داری که دوباره در مورد سیاوش قمیشی صحبت می کنی . خوب به جریانات و دروغگو ها و لاف هایی که وحید دریساوی برای بچه ها زده است توجه کنید .

از آلبوم های سیاوش قمیشی شروع می کنم

البته من از اینترنت و از سایتی که یک روزی روی یک اتفاق چتی پیش اومد که سایتی به من معرفی شد و من خودم رو اونجا ثبت نام کردم از اون روز به بعد هر اطلاعاتی در مورد سیاوش هست به من ایمیل می شه برای همین است که می گم نه اولین نفر ولی یکی از اولین نفرها هستم که تو ایران شاید کم باشه

 

*- آلبوم بی سرزمین تر از باد وقتی اومد من اولین نفر بودم که اسم آلبومش و آهنگهاش گیرم اومد بعد به وحید رفتم گفتم ولی چون اسمش یه خورده سخت بود وحید نتونست درست به خاطرش بسپاره و رفته بود به بچه های محل گفته بود که اسم آلبوم جدید سیاوش بی باد تر از سرزمین هست تا اینکه دو سه روز بعد یکی از بچه های باهنر به من گفت می دونی اسم آلبوم جدید سیاوش چیه من که خودم می دونستم خودم رو به نفهمی زدم و گفتم نه نمی دونم چیه گفت بی باد تر از سرزمین من خندیدم و گفتم کی به تو  اینو گفته گفت وحید گفته و ادعا می کنه که هیچکس نمی دونه من گفتم برو به وحید بگو حداقل می خواهی یه دروغی بگی اول خوب به خاطرت بسپار که من چی گفتم بعد برو به بچه ها دروغ بگو و جریانات بعدی که آلبوم ها را به وحید دادم البته قبل از اینکه به چند نفری که تو شهرک به نام های احسان ، حسین ، امین و و دادم ولی دوباره این آقا رفته به بقیه گفته که من به دست آوردمشون

*- تنها اسم آلبوم جدید قمیشی که روزهای بی خاطره بود تو سایت اومده بود که من به وحید گفتم وحید اسم آلبوم جدید سیاوش اینه وحید که رفت به بچه ها گفت که اولین نفر هست که بدست می آره ولی من از تجربه ای که از سال قبلش برای آلبوم بی سرزمین تر از باد به دست آورده بودم نمی خواستم دوباره این کار تکرار بشه برای همین موقعی که آهنگ هنوز و گریه کن قمیشی که زودتر از بقیه به سایت آورده شد من به وحید ندادم و فقط گذاشتم گوش بده تا حرس بخوره وحید که تو کف این آهنگها مونده بود مجبور شد رفت تمام اینترنت زیر و رو کرد تا آهنگ بی کفیت هنوز را اونم به زور گیر آورد البته من قبلش به دوستانی که با وحید می گشتن این حقیقت رو گقته بودم تا اینکه کل آلبوم روی سایت اومد من به وحید  گفتم من کل آهنگهای قمیشی رو به بدست آوردم و به تو هم نمی دم وحید که کم آورده بود به دروغ گفت که منم دارم در صورتی که من می دونستم که وحید هنوز متن شعرها هم را نداره برای همین به وحید گفتم خوب اسم آلبوماش رو بگو وحید که کم آورده بود گفت به خاطرم نیست گفت تو بگو اگه راست می گی منم چون می دونستم می خواهد از من حرف بکشه و بره تو اینترنت دنبالش بگرده به دروغ گفتم یکی از آهنگاش اسمش هست روزهای بی خاطره در صورتی که تنها فرقی که اون سال قمیشی داشت این بود که اسم آلبومش جز شعرهاش نبود وحید بعد از اینکه من گفتم گفت آره همین یادم اومد یکی از آهنگاش اسمش همینه منم که از خنده می خواستم بترکم می رفتم به بهونه ی یک چیزی خونه و روده بر می شدم از خنده و دوباره برمی گشتم بدبخت وحید فکر کنم تا صبح داشته دنبال آهنگی به روزهای بی خاطره می گشته و پیدا هم نکرده فقط ده هزار تومان پول اینترنت ضرر کرد و تا موقعی به وحید ندادم که وحید مجبور شد موقعی که سی دی پخش شد رفت از بازار خرید

*- و الان هم نام آلبوم که به دلیل بعضی موارد امنیتی نباید بگم اومده به وحید گفتم اسم آلبومش چیه گفت اصلا قمیشی جدیدا آهنگی و آلبوم جدیدی نخونده ولی بعد از چند روز که می خواست از دهن من بکشه گفت اسم آلبومش رو بگو اگه راست می گی گفتم من ادعایی ندارم ولی تو کفش باش تا بقیه هم گیرشون بیاد بعد به تو می گم ولی بعدش گفت اصلا قمیشی آهنگ جدید نخونده که بخواهد آلبوم بدهد و شرط بستیم جلوی بچه ها که اگه من آهنگ جدید سیاوش رو که نامش است دنبال خودت نگرد رو برای وحید بزارم وحید هم نام آلبوم رو بده تا اینکه من برای وحید جلوی حسین معصومی و قبلش برای میلاد خانیان گذاشته بودم وحید بعد از اینکه خوب گوش داد گفت عمرا اگه این قمیشی باشه (نمی دونم این چه طرفداری هستش که حتی نمی تونه صدای سیاوش رو تشخیص بده ) و اینکه اگه قمیشی اینقدر زشت نمی خونه ولی من جلوی حسین معصومی به وحید  گفتم که می دونم وحید الان می ری تو اینترنت دنبالش بگردی تا اینکه شب من داشتم از سرکار می آمدم خونه میلاد با خنده اومد به من گفت می دونی وحید چی امروز برای من گذاشت گفتم چی گفت . میلاد گفت همون آهنگه که دو ماه پیش برای من گذاشتی و می گفت من اولین نفر هستم که  اینو گیرم اومده ولی منم به وحید نگفتم که تو قبلا اینو تو برام گذاشتی بعدش من جریان دیروزش رو که وحید اومده بود پیش من و جلوی حسین براش گذاشتم و و و را براش تعریف کردم و کلی با هم به وحید خندیدیم و در آخر وحید هم دوباره اسم آلبوم رو نتونست بگه چون اصلا بلد نیست هیچکی ندونه من که میدونم ولی بعد از اینکه گفتم چرا نمی گی گفت به میلاد گفتم میلاد هم که زیاد از سیاوش قمیشی سرش نمی شه باور کرده بود وقتی میلاد اسم آلبوم جدید سیاوشی که وحید از خودش در آورده بود من گفت  من که قبلش می دونستم این آلبوم مال یک  خانمی است که سیاوش قمیشی فقط براش آهنگ سازی کرده است من به میلاد جریان این آلبوم را تعریف کردم و دوباره با هم گفتیم و خندیدیم البته خدا  رو شکر که یک نفری پیدا شده  که ما رو بخندونه

در مورد کنسرتهای قمیشی

*-من که  بیشتر از 20 تا کنسرت از قمیشی دارم یک روز با حسین معصومی و وحید داشتیم راه می رفتیم به وحید گفتم تا حالا کنسرت از سیاوش دیدی و می دونستم که اگه بگم که من دیدم اونم می گه منم دیدم برای همین گفتم اصلا فکر نکنم داشته باشه بعد وحید گفت اره تا حالا ندیدم بعد از اینکه اینو گفت من گفتم حالا که معلوم شد تو ندیدی اینو بدون که من بیشتر از بیست تا کنسرت از سیاوش دارم و وحید که کم آورده بود گفت یادم اومد یکبار من تو ماهواره یکی به مدت خیلی کم دیدم  و بعدش منو حسین گرفتیم تا تونستیم مسخره وحید کردیم

در مورد مصاحبه های سیاوش قمیشی :

*- وحید به غیر از اون مصاحبه هایی که قبل از آلبوم بی سرزمین تر از باد بش داده بود بودم دیگه  هیچ مصاحبه ای ندیده بود هی حرفهای اضافه و دروغ به بچه ها می گفت و همین طور که می دونید اکثر حرفای حقیقت تو مصاحبه زده می شود ، برای خیلی از بچه ها مهمه که سیاوش چند تا  زن داشته این هم توی یکی از ماحبه های جدیدش گفته نه جدید مال 84 ولی برای وحید الان هم تازگی داره  من به وحید گفتم وحید سیاوش چند تا زن داره بعد از خودش آمار داد که 3 تا زن داشته ولی من زدم تو پوزش که داره اشتباه می گه و خیلی مسئله های دیگه که بخوام بگم یکسال طول میکشه ولی یک نمونه از اون رو تعریف کنم من یک مصاحبه جدید سیاوش رو گیرم اومد و  تو موبایلم گذاشتم رفتم پیش بچه ها که وحید هم بود گقتم وحید یک مصاحبه دارم جدید از سیاوش دیدی گفت دیدم من از گوشیم در آوردم و اجراش کردم ولی فقط صداشو گذاشتم گوش بده که مطمئن بشه بعد نگه که یکی دیگه بود – بعد از اینکه براش گذاشتم گفت آره دیدم گفتم خوب حالا بگو ببینم پیراهنش چه رنگیه گفت آبی گفتم نه گفت سبز گفتم نه گفتم سفید گفتم نه خلاصه بچه ها همه داشتن به وحید می خندیدن آخر سر هیچ کدام از رنگهایی که گفت نبود دوازده رنگ رو گفت تا آخر خودم بش گفتم وحید شرمنده شده بود بدبخت گناه داره

*- چند مدت پیش من داشتم از اینترنت مصاحبه زنده سیاوش نگاه می کردم که بعد از اینکه یک ساعتی گذشت زنگ زدم به وحید گفتم وحید برای اینکه برای بچه ها لاف بزنی بدون که الان با سیاوش دارن مصاحبه می کنن خوب اون شب تمام شد فرداش تو مسجد بودیم که وحید اومد گفتم وحید خوب چی شد دیگه مثل گشنه ها باید از خودم اطلاعات بگیری وحید برای اینکه جلوی بچه ها کم نیاره گفت همون لحظه که زنگ زدی داشتم نگاه می کردم  ولی به روی تو نیاوردم و چند تا از حرفای مصاحبه رو برای من زد ولی معلوم بود که اطلاعات رو یک نفری به او گفته یک نفری که ماهواره داشته باشه ولی من که می دونستم داره لاف می زنه سئوالهایی در مورد کنسرت از او پرسیدم که می دونستم اگه دیده باشه اینا رو می فهمه ولی کسی که تعریف کنه اینا رو نمی دونه یعنی توجه نمی کنه برای همین به وحید می گفتم شلوارش چه رنگی بود یا کفشش یا اینکه تو استدیو چطوری بود کسی که داشت مصاحبه می کرد موهاش بلد بود یا کوتاه و و و ولی وحید همه اون اطلاعات را دروغ و اشتباه می گفت من و برادرم که تو مسجد بودیم کلی می خندیدیم تا اینکه شب با روزبه بهگزین و برادرم و وحید داشتیم راه می رفتیم که روزبه که نمی دونست وحید برای من اون اطلاعات را می خواست به وحید جلوی بچه ها گفت وحید راستی به من گفتی که اطلاعات مصاحبه سیاوش قمیشی رو به تو بدم چون می خواستی روی یک نفری رو کم کنی بدون که قمیشی تو مصاحبه گفت من از مار خوشم میاد من همون لحظه فهمیدم که جریان از چه قراره و آبروی وحید رو بردم جلوی بچه ها و کلی با بچه ها به وحید خندیدیم

موضاعات جالب و خوندنی

*- چند مدت پیش نشسته بودیم کنار سوپر من و حسین و یاسر و وحید که من جلوی اونا از وحید پرسیدم بابای سیاوش کجا قبر شده کم اورده بود نمی تونست جواب بده تا اینکه یاسر دادپور که اصلا نمی دونه سیاوش کیه جواب رو داد و گفتم آقا وحید تو اینقدر بدبخت بودی من نمی دونستم بعد وحید برای اینکه بیشتر جلوی بچه ها شرمنده نشه موضوع رو عوض کرد و گفت اون دختره تو گریه نکن کجایی چه ربطی به سیاوش داره من نمیدونم

*-یک روز وحید با چندتا از بچه های شهرک باهنر اومده بود پیش من بعد من سیاوشهایی که داشتم به بچه ها نشون می دادم ولی به وحید نشون نمی دادم بعد از یک دقیقه وحید جلوی بچه ها داشت التماس من می کرد که بدم یه خورده نگاه کنه

*-یک روز یک عکس از جوانی های سیاوش که هنوز سرش تاش نشده بود دادم به وحید وحید همون موقع به من گفت اولین عکسی هست و دیدم از سیاوش که مو داره ولی من هزار نمونه از اونو داشتم وحید التماس من کرد که عکس رو به اون بدم منم به اون دادم تا اینکه فرداش رفته بود به بچه های باهنر گفته بود من اولین نفرم که این عکسا رو دارم

*-یک روز یک آهنگ از سیاوش که برای فوت هایده داشت می خوند نشون وحید دادم جلوی بچه ها وحید که کم اورده بود گفت اینو خودت با فوتوشاپ درست کردی وقتی اینو گفت همه زدند زیر خنده مگه میشه یک کلیپ تصویری آدم با فتوشاپ درست کنه حده اقل برو یک خورده کامپیوتر یاد بگیر

*- یک روز وحید دریساوی جلوی بچه ها گفت میلاد خانیان همه قمیشی های منو دیده برو به میلاد بگو کی قدیمی ها و کلیپ های سیاوش قمیشی رو بیشتر داره برای همین منم به میلاد نشون دادم بعد از اینکه میلاد کلیپ های منو دید  گفت وحید که هیچ چی نداشت منو بگو گول وحید رو خورده بودم اگه اینا رو ببینهه فکر می کنه خدایه

*- آلبوم جدید چاوشی اومده بود من بعد از چهار پنج ماه به بچه های محله مون اس ام اس دادم که برم آهنگ گل سر محسن چاووشی که خیلی جالبه در مورد مادرش خونده رو گوش بدم بعد وحید به من اس ام اس داد که من خیلی وقت گیرم اومد من که می دونستم داره دروغ میگه فرداش اومدم جلوی حسین معصومی آهنگ گل سر چاووشی رو براش گذاشتم و چیزی در این مورد که این سیاوش نگفتم وحید گفت این کیه داره می خونه (داریوشه) دوباره منو حسین کلی خندیدیم ولی من اونقدرا بی معرفت نیستم و رفتم سی دی محسن رو آوردم به وحید دادم گفتم اینو برو گوش بده که اگه به غیر از من خواستی برای کسی لاف بزنی حرفی برای زدن داشته باشی

*-چند روز پیش سیاوش قمیشی با هاتف کنسرت داشت به وحید گفتم وحید آخرین کنسرت سیاوش کی بوده وحید هم یه چرت و پرتایی می گفت من که اون شب حالم خوب نبودم از خنده روده بر شدم می گفت یک هفته پیش تو آمریکا با چند آمریکایی کنسرت داشت

*-موقعی که آلبوم سیاوش آمد من به همه گفتم که آهنگ تصور کن مثل دیگر آهنگاش نیست چون سیاوش جدیدا همه آهنگاش مثل هم است به طوری که اگه به هم بچسبونی تشخیص اینکه کدام یک از آنها جدا هستن معلوم نمی شود و باید بگم که این آهنگ متنش از یغما گرویی و قبل از سیاوش یک نفر دیگه این را خونده است مطلب زیز برگرفته از سایت رسمی است بخوانید و به دروغ های وحید نزدیک تر بشوید

توضیحاتی در مورد وحید دریساوی

*- وحید تا موقعی که به یک نفر نیاز داشته با اون هست برای مثال با عبدی تا موقعی خوب بود و تعریفش رو می کرد که تنها با اون تو قشم بودند الان که پذیرفته شدگان دانشگاه قشم از شهرک ما زیاد شده است میاد پشت عبدی بد می گه

*-یا اینکه یک بار هم پیش من نیامده بود تا چند روز پیش که می دونستم مشکلی براش پیش اومده

و حالا درست نیست که خیلی چیزایی که گفته رو بگم چون هنوزم به عنوان یک نا رفیق قبولش دارم و این برای همه بچه های شهرک تا اندازه ای مشخص و معلوم شده و خیلی ها هم روشون نمی شه اینو به وحید بگن ولی من با وحید هیچ رو در واسی ندارم

گفته ها زیاد هست و وقت ما برای وحید دریساوی کم چون اصلا ارزشی نداره من با این آقا بحث کنم خودش می دونه خودم می دونم خدا هم می دونه کافیه  

 در آخر باید بگم که آقای وحید دریساوی هیچ اطلاعاتی در مورد سیاوش نداره و هر چی می دونه یک شخص معمولی هم می دونه و همه بچه ها دیگه به این مهم دست پیدا کرده اند تا آنجایی که هر جا حرف از سیاوش می زنه همه بچه ها پشت سرش مسخرش می کنن خودش هم بدبخت فکر می کنن که بچه های باهنر اینقدر خنگن مثل خودش که باور کرده اند

 

 

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


روزبه بهگزین

در اینجا می خواهم شما را با یکی از قهرمانان پاور لیفتینگ کشور آشنا کنم این جوان که روزبه بهگزین نام دارد از کوچکی به ورزش بدنسازی علاقه نشان می داد و سپس در سن ۱۱ سالگی با تمام نصیحت های من و دوستان که روزبه را از تمرین کردن منصرف کنیم( به دلیل سن کمی که داشت اولا خطرناک بوده و دوما برای سلامتی ایشان و برای آینده آن ضرر داشت) ولی روزبه به اسرار خودش وارد این ورزش قدرتی شد . من سعی می کردم  در باشگاه شهرک باهنر که تمرینات ما در آنجا انجام میشد روزبه را با خودم تمرین بدهم در واقع مربی روزبه بودم زیرا نمی خواستم برای روزبه اتفاقی بیافتد ولی اون خیلی بدن آماده ای داشت و به سرعت پیشرفت کرد . بعد از مدتی من به دلیل درد کمر و همچنین خدمت سربازی دیگر قادر به ادامه این ورزش نبودم به همین دلیل روزبه که به آمادگی کامل رسیده بود به روزبه گفتم که خودش ادامه بدهد ولی با روزبه در ارتباط بودم من مطمئن بودم که روزبه یک روزی موفق میشه و سعی می کردم اون را تشویق کنم و تشویق های من و پشتکار روزبه باعث شد در اولین مسابقه استانی که شرکت کرد روزبه مقام دوم را کسب کند . روزبه با علاقه بیشتر به این ورزش چشم دوخت و کارهای خود را دشوارتر و دشوارتر کرد تا اینکه برای مسابقات سال بعد این روزبه بود که مقام اول را در هرمزگان کسب و پس از آن روزبه به مسابقات استانی و کشوری رفت که در همه آنها با اختلاف زیاد مقام اول را کسب کرد . ضمنا باید گفته شود که روزبه در دارو شناسایی تغذیه بدنسازی برنامه کاری بدنسازی هفتگی خطی و حجمی و در مورد پودرها و ویتامین های نیرو زا اطلاعات کامل را دارد از کسانی که به این ورزش علاقه دارند و می خواهند اطلاعاتی در این زمینه کسب کنند به من ایمیل بزنند تا من با آقای بهگزین صحبت کنم . باید در آخر از آقای کارگر مربی باشگاه بدنسازی شهرک باهنر تشکر و زحماتش را سپاس بگوئیم که ایشان روزبه را بعد از من به این مقام رساند .

                         

 

داستانهايي در مورد روزبه به گزين

 

*-چند روز پيش جام رمضان برگزار شده براي همين تعدادي از بچه ها از بيرون شهرك به شهرك براي مسابقه اومده بودند و چند از بچه ها كه مست بودند داخل شهرك داشتند دختر بچه ها رو اذيت مي كنند كه ناگهان روزبه يكي از صحنه ها رو ديد و رفت با شخص خاطي برخورد كرد براي همين روزبه وقتي از پيش آنها دورتر شد آنها به ماشين روزبه سنگ زدند كه روزبه اعصباني شد و رفت خونه لباسش رو عوض كرد و دوباره برگشت براي دعوا گرفت اون نفر رو اينقدر زد به طوري كه دوستاي اون پسره ترسيده بودند بيان وارد دعوا بشن و بعد پسره فرار كرد رفت تو باشگاه و بچه ها جلوش رو گرفتن نگذاشتن ادامه بده روزبه كه اعصابش خورد شده بود اومد كه ميله ها بالا بره و بگيره پسره رو بزنه كه بچه ها پاش رو گرفتن و تو همين فرصت اون پسره يك مشت به سر روزبه خواست بزنه روزبه جا خاي داد و دست او به ميله هاي باشگاه خورد روزبه ديگه ديوونه شده تا اينكه رفت وسط بازي و گفت بازي خرابه (روزبه با اين سن كمش عجب دل و جراتي داري من كه حال كردم كسي جرات نداشت حرف بزنه ) بازي رو خراب كرد و همه رو راهي خانه كرد تو اين بين وحيد دريساوي نامرد رفته به دروغ به بچه ها گفته روزبه مست بوده كه براي روزبه بد بشه ميدونيد چرا باي اينكه وحيد اينا مي خواهند بار كنند و خيلي براش سخته كه مي خواهند از شهرك باهنر دكشون كنند و عشق آغاز شد ...

 

    روزبه به گزین قهرمان جهان                                       

روزبه بهگزین قهرمان آسیا و جهان در آینده ای نه چندان دور

آدرس عکس۱

آدرس عکس۲

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  | 


Full Album

 مجموعه کامل آلبوم هاي شادمهر عقيلي


 



 
آلبوم My Spring

 

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم آدم و حوا :

 

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
 
آلبوم دهاتي:

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم مسافر:

 

 

 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم پر پرواز:

 

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم فريبا:

 

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)

 

 
آلبوم pop corn :

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم آدم فروش:

 
 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم خيالي نيست:

 

 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
آلبوم دوري و پشيموني (شادمهر و عرشيا ):

 
 
دانلود بصورت ترک ترک(راست کليک کرده و save target as را بزنيد)
 

براي دانلود ترانه ها بصورت ترک ترک بر روي لينک زير کليک نيد

 

ترانه‌هاي ماندگار

امروز تو قسمت ترانه هاي قديمي چهار تا ترانه از خانم زويا ثابت آماده کردم که اميدوارم خوشتون بياد

چهار ترانه زيبا و بياد ماندني از زويا ثابت با سه کيفيت

 

 
 

دوستان امیدوارم که خوشتون اومده باشه

 

من خیلی زود برمیگردم

 

فعلا

 

+ اونموقع که داشتم اینو می نوشتم در مورخ  <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> بود   اثری از امید کردزنگنه  |